خرید بک لینک

*برای توکه آرزوی گمشده منی*☔☔ تا ابد باش که با عطر تو غوغا باشد همه جا با تو به زیباییِ رویا باشد قایقم بعد تو از موجِ غمت لبریز است کاش می‌شد که دلت ساحل دریا باشد باز هم همدم من باش که ای دلبر من بر دلم عشق تو یک عمر مداوا باشد شانه‌ات لذت گرمای بهار است... بیا تا به کی فصلِ دلم شاهد سرما باشد درک کن قصه‌ی ویرانیِ این شاعر را دوست دارم که دلت اهل مدارا باشد دلتنگی های باران چهارشنبه ۲۶دیماه ساعت ۴صب

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 12:51

زخون رنگین بود اوراق این دفتر مصیبت نامه دلهاست دیوانی که من دارم سلام وارادت خدمت همه عزیزان فرهیخته وهنر مند وهنردوست ازاینکه مرا لایق دانستید وبه وبلاگم سر زدید ومرا مورد تفقد خود قرار دادید منت نهاده وسپاسگزارم ..درخواست فرموده بودید جهت ارتباط ودست رسی به این حقیر لذا شماره‌ایم تقدیم محضر شما خوبان می نمایم 09021324080 09178324080 ارادتمند احمدرضا حاتمی

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 12:51

نفسم ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺯ ﻫﻮﺍﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢﺑﻪ ﭼﻪ ﺭﻭﯾﯽ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢﻭﻗﺖ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﻤﻪ ﯼ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪﺑﺎﺯ ﮐﻦ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ , ﻫﻮﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢﺑﯽ ﺳﺒﺐ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺗﻮﺍﻡﻓﮑﺮ ﺑﯽ ﺟﺎ ﻧﮑﻨﯽ ﻭﺍﮊﻩ ﯼ ‏( ﻣﺎ ‏)ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢﻣﺮﺯ ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻗﺪﻣﯽ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖﺩﻭ ﻗﺪﻡ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﺎ ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢﺑﯽ ﺳﺒﺐ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺍﺕ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢﻋﺎﺷﻖ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ حنا ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 12:51

پایِ چشم تو به چشم همه رسوا شده ام

با خطِ سبزِ تو ، سر خطّ خبر ها شده ام

پای چشم تو

عقل هِی می زند از عشق بپرهیز ، ولی

من به فتوای دلِ بی خِرَد اغوا شده ام

چشم نه ، نصف جهان زیر خمِ ابرویت

تا شدم عاشق تو صاحب دنیا شده ام

شده ای قافیه پردازِ دلِ شاعرِ من

که در انگیزۀ اشعار ، توانا شده ام

سر زلفِ تو ردیفند همه قافیه ها

در هوای غزلِ موی تو شیدا شده ام

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 12:51

به نگاهی که مرا عاشق خود کرده, قسم بایدامشب به غزلهای نگاهت برسم کاش آن لحظه که در حسرت باران بودم ابری از کوی تو می آمد و می شد نفسم «ای که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذری » چه کسی گفت که من اهل هوا و هوسم مثل این قافله ی عمر به سر آمده،کاش باخبر می شدی از ناله ی بانگ ‌جرسم تا که آزادیم آوازه ی این شهر شود کاشکی گوشه ای از قلب تو می شد قفسم می روم سربه بیابان بگذارم بی تو به نگاهی که مرا عاشق خود کرده, قسم

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 12:51

رو به رویت می نشینم تا که آرامم کنی نیمه شب مستم کنی، با بوسه ای خامم کنی رو به رویت می نشینم تا که سرشارت شوم می شود آتش شوی، گرما به اندامم کنی؟! آنقدر در چشمهایت خیره می مانم که باز بیخود از خویشم کنی،درکوچه بدنامم کنی یا مرا با خود یکی سازی به کنج خلوتی یا ز مستی نگاهت، باده در جامم کنی بی تو من از خود گریزانم، به هرسو می روم باید امشب دلبرم، با بوسه ای ارامم کنی

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 12:51

گاهے باید دستاشو بگیرے توے دستت

و فقط یه جمله بهش بگی؛

من واسه یه لحظه بیشتر با تو بودن

حاضرم همه دنیامو بدم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:32&nbsp توسط احمدرضا  | 

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 11:53

صدایت

قوے ترین اسلحه ے دنیاست

همین ڪه مے گویے : '' دوستت دارم ''

همه دلهره هاے جهان مے میرند...

میدانی؟؟!

"دوست داشتنت "

بهانهاے بود براے زندگے ڪردن،

و اڪنون "زندگے ڪردن"

در حاشیه دوست داشتن توست...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:33&nbsp توسط احمدرضا  | 

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 11:53

تو مال منی

اخم های تو

بالا ترین لذت دُنیاست

ای بَهانه ی تَمام لوس شدن های مَن!!

""دوستت دارم""

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲ساعت 0:35&nbsp توسط احمدرضا  | 

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 11:53

یک لحظه دلم خواست که پهلوی توباشمبیمحکمه زندانی بازوی تو باشمپیچیده به پای دل من پیچش مویتتا باز زمینخوردهی گیسوی تو باشمکم بودن اسپند در این شهر سبب شددلواپس رؤیت شدن روی تو باشمطعم عسل عالی لبهات دلیلیستتا مشتری دائم کندوی تو باشمتو نصف جهانی و همین عامل شُکر استمن رفتگری در پل خاجوی تو باشم + نوشته شده در  سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ساعت 12:29&nbsp توسط احمدرضا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 19:05

من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیستجز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیستیک بار نشستم به تو چیزی بنویسمدیدم به عزیزان گله کردن هنری نیستدلگیرم از این شهر پس از من که هوایشآن گونه که در شأن تو باشد بپری نیستای کاش کسی باشد و کابوس که دیدیدر گوش تو آرام بگوید: خبری نیستهر جا نکنی باز سر درد دلت راچون دامن تر هست ولی چشم تری نیستای کاش که می گفت نگاه تو؛ بمانماین لحظه که حرفت سند معتبری نیستدل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ستیا پشت خداحافظی من سفری نیست؟من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدمدر بسته شد آن گونه که انگار دری نیست + نوشته شده در  سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ساعت 12:39&nbsp توسط احمدرضا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 19:05

راز دل فاش کنم ،بی تو مرا یار نبودجز تو انگار کسی عاشق این زار نبودروزو شب از غم عشق تو گرفتار شدمچاره ای بر دل ویرانه و غمبار نبودرفتی و رفتن تو داغ دلم تازه نمودحیف این اشک ترم لایق دیدار نبودشهره ی شهر شدم،ورد زبانها گشتمآه و صد آه که دل محرم اسرار نبود سینه پر بود ز صد خاطره از بودن تورفتنت آتش جان بود و به گفتار نبودمن که مشتاق وصالم،تو ز من دور شدیور نه دل در طلب این همه اصرار نبودعاقبت دست به دامان خدا خواهم شدزان که درمحضر او اصل، به اقرار نبود + نوشته شده در  سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ساعت 12:42&nbsp توسط احمدرضا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 19:05

همان کسی که سکوت مرا نشانه گرفتهمینکه حرف دلم شد فقط بهانه گرفتچه حکمتیست که غم رو به هر طرف انداختبدون هیچ درنگی مرا نشانه گرفت؟هزار مرتبه از خود به طعنه پرسیدمچه شد که شعله عشقش چنین زبانه گرفت؟هنوز خون به دلم از کسی که با لبخندنشست و اشک مرا چون انار دانه گرفتبه جای دوست که یک عمر در خیالم بودچه تلخ دست مرا مرگ، عاشقانه گرفت + نوشته شده در  یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱ساعت 23:6&nbsp توسط احمدرضا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:48

آخر چه بود حاصل اشک و دعای من؟شاید نمیرسد به خدا هم صدای منبنشین که تا سحر به می و بوسه بگذرداز هیچ کس نترس، گناهش به پای منعدلش کجا و سابقهی رحمتش کجا؟فرق است از خدای شما تا خدای منوقتی تو نیستی چه بهشتی؟ چه دوزخی؟فرقی نمیکند که چه باشد سزای مناینقدر کاش لاف رفاقت نمیزدیای بیوفای بیخبر از دردهای منحالا تو در غروری و من غرق التماسیک روز میرسد که تو باشی به جای من + نوشته شده در  یکشنبه ۶ آذر ۱۴۰۱ساعت 23:8&nbsp توسط احمدرضا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:48

.

برچسب: نویسنده: هستی خوشنام تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 18:48

صفحه بندی